یاسیدالکریم

مذهبی - اجتماعی - سیاسی

یاسیدالکریم

مذهبی - اجتماعی - سیاسی

عمرکی خراسانی از علی بن جعفر (ره) از برادرش امام موسی کاظم(ع) از پدرش (ع) از پدرانش (ع) روایت کرد که رسول خدا (ص) فرمود: [روز قیامت] امر می شود که عده ای را به آتش جهنم ببرند، پس خداوند تبارک و تعالی به مالک جهنم می فرماید: به آتش جهنم بگو پاهایشان را نسوزاند، چون آنها با این پاها به طرف مساجد [برای اقامه نماز] می رفتند، سپس می فرماید: بگو صورتهای آنها را نیز نسوزاند، چون آنها به درستی و کمال وضو می ساختند ، دستهای ایشان را هم نسوزان چرا که آنها را برای دعا به سوی آسمان بلند می کردند، همچنین به آتش بگو: زبانهای ایشان را [نیز] نسوزاند، زیرا اینها [با این زبان] زیاد تلاوت قرآن می کردند. در این هنگام خازن جهنم به آنها می گوید: ای اشقیاء [شرح] حال شما چگونه است؟ ]که با این همه خوبیها مستحق جهنم شده اید] آنها در پاسخ می گویند: ما اعمال خود را برای غیر خدا انجام می دادیم، پس [از بارگاه عدل الهی ] به ما گفته شد : پاداش خود را از آنها که برای ایشان عملی [غیر خالص] انجام داده اید بگیرید. 

 

عن العمرکی ، عن علی بن جعفر ، عن أخیه موسى (ع) عن آبائه (ع) قال : قال رسول الله (ص) : یؤمر برجال إلى النار فیقول الله جل جلاله لمالک : قل للنار لا تحرق لهم أقداما فقد کانوا یمشون إلى المساجد ، ولا تحرق لهم وجها فقد کانوا یسبغون الوضوء ، ولا تحرق لهم أیدیا فقد کانوا یرفعونها بالدعاء ، و لا تحرق لهم ألسنا فقد کانوا یکثرون تلاوة القرآن قال : فیقول لهم خازن النار : یا أشقیاء! ما کان حالکم؟ قالوا : کنا نعمل لغیر الله عزوجل ، فقیل لنا : خذوا ثوابکم ممن عملتم له.  

 

ثواب الأعمال صدوق ج‏1 ص 267 سند صحیح 

علل الشرائع صدوق ج 2 ص 466 سند صحیح 

وسائل‏ الشیعة ج 1  ص   70  ح [154] هکذا 

بحار الأنوار مجلسی [دار الوفا] ج72 ص 296 

 

برخی اسانید اهل تسنن : عن علی (ع) إنما الطاعة فی معروف 

عن علی (ع) لا طاعة لأحد فی معصیة الله، إنما الطاعة فی المعروف 

عن علی (ع) عن النبی (ص) إنّما الطاعة فی المعروف 

عن علی (علیه السلام) : لا طاعة لبشر فی معصیة الله 

 

صحیح مسلم ج 12 ص 469 ح (40) 

سنن النسائی ج 7 ص 179 ح (4216) 

مسند أبو داود ج 3 ص 93 ح (2625) 

کنز العمال ج 6 ص 50 ح 14800  

کنز العمال ج 6 ص 67 ح 14874

کنز العمال ج 6 ص 77 ح 14911

 

برخی نکات 

1_ دعوت به معروف و اطاعت از معروف از مسلمات شرعی و عقلی است. 

2_ تنها جایی اطاعت بلا قید مطرح است که نقشه کلی و فرعی و اجرای آن معقول و مشروع باشد مثلا نقشه کلی رعایت واجبات، نقشه فرعی انجام نماز و اجرای آن در وقت مناسب و شرایط آن و در زمین غیر غصبی و غیره. پس ما اطاعت مطلق از ما فوق و رئیس و والدین و معلم و استاد و برادر و دوست و همسر و .. نداریم. حتی در استفتائات رهبر معظم هم داریم که اطاعت از والدین واجب نیست. بلکه حسب موازین، رعایت احترام و حفظ شفقت و مهربانی با ایشان لازم است و اطاعت منحصر به موارد مشروع و معقول و معروف است که آن هم فی الواقع اطاعت از خداست و بقیه نقش مستقلی ندارند. 

3_در بسیاری از ادارات و مناصب دولتی و امثالهم با این کلام مواجه می شویم که ماموریم و معذور! در حالی که طبق عقل و آیات کریمه و روایات وارده، اطاعت مطلق منحصر به افراد معصوم است و هر آن کس در آن حدودی که در دایره منویات و دستورات اهل بیت و سنن اسلامی حرکت کند. هیچ ماموری در هیچ اداره ای اعم از نظامی و قضایی و شهرداری و دارایی و امثالهم نمی تواند خلاف وجدان و انصاف و خلاف موازین عقلی و شرعی حقی را منع یا موضوع بیهوده یا خلاف شرعی را تحمیل نماید خواه آن تخلف در نفس الامر باشد یا مقدمتا یا التزاما به نحو موازی به بهانه رعایت سایر ادعاهای قانونی و شرعی انجام شود. لذا از امام خمینی ره نقل شده که فرمودند حتی کسی که مستحق اعدام است و برای اعدام برده می شود کسی حق ندارد یک سیلی بی جهت به او بزند و الا باید قصاص شود. اگر ما به این امور ملتفت نیستیم از کم سوادی یا حقارت نفس یا بی خبری از عظمت ثبت اعمال نزد خداوند و بزرگی رسیدگی روز جزاست و فراموشی مراقبه و مرگ و روز جزا این مشکلات را هم دارد. و گاهی هم حس جوگیری و گاهی حس اطفاء دایره غضب و احساس تملیک بر جمیع ما سوی و امثالهم ما را به این سعادت سوزی های معنوی می کشاند به نحوی که بعد مدتی خود شخص از داخل می فهمد پوچ است و هیچ راهی به آسمان ندارد و بزرگی این آثار تخلفات شرعی خصوصا نسبت به اشخاص، گره های پیچ در پیچ در حالات روحانی فرد ایجاد می کند که درمان آن گاهی محال است. 

4_تا این بخش از مطالب توضیح واضحات بود ولو در اثر غفلت غبار فراموشی بر آن نشسته باشد. و نیاز به طرح روایات شیعه در انما الطاعه فی المعروف نیست و به بخشی از روایات عزیزان اهل تسنن اکتفا شد چرا که مبانی شیعه منطبق بر عقل و انصاف و معارف شریف اهل بیت (ع) است و این عامه هستند که گاهی ادعا می کنند اطاعت از ما فوق همیشه واجب است ولو با قهر و غلبه ریاست یافته باشد. لذا بیانات زیبایی از آیت الله بهجت و جریان شمر علیه اللعنه و نقل اقوال بزرگان اهل تسنن در موضوع انما الطاعه فی المعروف هست که در فرصت مناسب بازخوانی خواهد شد. اما آنچه در روایت شریفه از حضرت عبد صالح امام کاظم (ع) مطرح است چیزی فراتر ازین قاعده است و آن این که غرض از طاعات و عبادات هم باید الهی باشد و الا مستحق اجر الهی نخواهد بود. یعنی اگر پیش نماز، نماز می خواند باید برای خدا نماز بخواند و الا اگر غرض اصلی اخذ اجرت باشد نماز او باطل و فاقد ارزش نزد خداوند است. اگر معلم قرآن، اگر قاضی مجری عدالت، اگر کارمند دولت، اگر یک پدر، اگر یک مادر، فعل و عملی کاملا معقول و مشروع انجام دهد علاوه بر آن حسن عملی، نیاز به حسن فاعلی هم دارد یعنی باید برای خدا بگوید و برای خدا امر و نهی کند و برای خدا فعالیت کند و برای خدا بازخواست کند و این از مشکل ترین امور است [و مشکل تر از این حفظ این روحیه و حفظ این عمل است. لذا امام ره با شکسته بالی می فرمود گواهی می دهم تاکنون که مویم سپید شده دو رکعت نماز برای خدا نخوانده ام.] یعنی چه بسا بسیاری از کنش ها و واکنش های ما برای خدا نباشد و برای حفظ اموال، برای حفظ جایگاه اجتماعی، برای حفظ میز و حفظ حقوق و حفظ پرستیژ و اطفاء غضب یا حس لج بازی یا مچ گیری یا اثبات برتری و امثالهم، در یک مقطعی چند قدمی از عقل و قانون و شرع حرف می زنیم و اگر در پست دیگر یا محل یا وضعیت دیگری قرار بگیریم به راحتی از قواعد عقل و وجدان و شرع تخلف می کنیم. پس از خدا تشخیص درست و بموقع وظایف و اجرای صحیح و با نیت الهی آنها را عاجزانه بخواهیم. 

5_نکته و عبرت دیگری از روایت باب الحوائج حضرت موسی بن جعفر (ع) برای ما ، این است که آن جماعت مد نظر روایت افرادی هستند که اهل مسجد و اهل دعا و اهل قرآن و اهل خیرات بوده اند حداقل از مرحله حسن فعلی گذشته اند و در مرحله حسن فاعلی گرفتارند. بدا و بدا و بدا به حال ما کم سوادها و بی چاره های معنوی که سعادت خودمان را برای هیچ و پوچ بازیچه نفس و دیگران قرار داده ایم [آن هم به ثمن بخس] راحت دروغ می گوییم، تفتیش عقائد می کنیم، تهمت می زنیم، ایجاد مزاحمت و ممانعت از حق می کنیم، تهدید می کنیم، توهین می کنیم، اموال دیگران را همچو غذایی لذیذ در اختیار می گیریم، ربا می دهیم، ربا می خوریم، خیانت در امانت می کنیم ، پس خیلی وضع دینی و معنوی ما ازین جماعت که توسط مالک دوزخ رحمه الله ، اشقیاء خطاب شده اند بدتر است.. و باید کمی به حال خود گریه کنیم.. خیلی ماخوذ به حیا باشیم می گوییم همه همین جورند و یا همین ها هم سر ما آمده است، اما تخلف دیگران ولو زیاد و مکرر باشد مجوز تخلف ما نیست [قل لا یستوی الخبیث و الطیب و لو اعجبک کثرة الخبیث فاتقوا الله یا اولی الالباب لعلکم تفلحون(مائده/100)] و ما بدوا و نهایتا مسئول گفتار و رفتار خویشتن هستیم، [فقل لی عملی و لکم عملکم (یونس/41) و لا تزر وازرة وزر أُخرى(انعام/164) یا آیها الذین آمنوا لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم (مائده/105)] اگر کسی دزدی کند در شان ما و دیانت ما نیست ما خود را با دزدها مقایسه کنیم، ما باید به دنبال علما و اهل بیت(ع) باشیم و بی رغبتی ایشان در دنیا و احوال آن و ریاست های آن و اهتمام ایشان به تعلیم و تعلم علوم نافع و تحصیل اعمال صالح و رعایت وظایف انسانی و شرعی و توجه دائم به مرگ و روز جزا و قرار داشتن علی الدوام ما در محضر الهی [الم یعلم بان الله یری(علق/14)] را مد نظر قرار دهیم. 

6_عن النبی(ص) : کفى بالموت واعظا و کفى بالتقى غنى و کفى بالعبادة شغلا و کفى بالقیامة موئلا و بالله مجازیا (بحار ج 74  ص 137) و حرف بسیار است و حوصله ها اندک.. غفرالله لنا و لکم. والسلام. 


یاسید الکریم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی