یاسیدالکریم

مذهبی - اجتماعی - سیاسی

یاسیدالکریم

مذهبی - اجتماعی - سیاسی

با هر سلام صبح به آقای بی کفن 

انگار روبروی حرم ایستاده ایم 

شکر خدا که نان شب ما حسین شد 

ممنون لطف مادر این خانواده ایم 

بال ملائکه است که ما را می آورد 

یعنی سواره ایم اگر چه پیاده ایم 

داریم با "حسین حسین" پیر می شویم 

خوشحال از این جوانی از دست داده ایم 

یاسید الکریم

امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش 

روایت کرد که رسول خدا(ص) فرمود: 

بالاتر از هر عمل نیک؛ عمل نیک دیگری است 

تا برسد به جایی که فرد در راه خدا کشته شود 

و چون در راه خدا شهید شد ، بالاتر از آن عمل نیکی نیست. 

 

عن جعفر بن محمد(ع) عن أبیه(ع) أن النبی قال(ص) فوق کل بر بر 

حتى یقتل الرجل فی سبیل الله عزوجل فإذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر 

 

عن إسماعیل بن مسلم السکونی 

الکافی ج 2 ص 348 ح 4 موثق 

الکافی ج 5 ص 54 ح 2 موثق 

وسائل ‏الشیعة ج 15 ص 17 ح [19921/3] موثق 

وسائل‏ الشیعة ج 21 ص501 ح[27695/1] موثق 

 

عن ابی همام عن السکونی 

وسائل ‏الشیعة ج 15  ص 17 ح  [19921/1] موثق 

 

عن محمد بن سعید عن السکونی 

الخصال الصدوق جلد 1  ص 9 ضعیف 

تهذیب ‏الأحکام ج 6 ص122 ح 4 ضعیف 

وسائل ‏الشیعة ج 15  ص 17 ح [19921/2] ضعیف 

وسائل ‏الشیعة ج 21  ص 501 ح [27695/2] ضعیف 

 

نکته: همان طور که مشاهده می کنید حدیث فوق نه بار در کتب اربعه (و خصال) تکرار شده است. که راوی اصلی یک نفر [سکونی] است. و راههای روایت سه طریق [سکونی/ ابی همام از سکونی/ ابن سعید از سکونی] است. که فی المجموع پنج سند موثق از دو طریق معتبر است. که این تکرار مضمون و این پنج سند موثق و این دو طریق معتبر (که حمایت اسناد ضعیف بعدی این محتوا را تقویت می کند) دلالت محکم و روشنی بر این مضمون معتبر و عالی از حدیث شریف دارد.  

 

رضوان خدا بر شهدا و سلام خدا بر امام شهدا 


یاسید الکریم

و ضرب الله مثلا رجلین احدهما ابکم لا یقدر علی شیء 

و هو کل علی مولاه اینما یوجهه لا یات بخیر  

هل یستوی هو و من یامر بالعدل و هو علی صراط مستقیم (نحل/76) 

 

و خداوند دو فرد را [برای درک مقصود] مثل زده است که یکی از آن دو لال مادرزاد است و قدرت بیان [و ارتباط ] ندارد و بر کاری توانا نیست و سربار مولای خویش است، به هر جا روانه اش کند خیر و منفعتی به دست نمی آورد، آیا او با کسی که [آزاد است و ] به عدالت فرمان می دهد و خود نیز بر راه مستقیم قرار دارد ، برابر است؟ [ لذا خداوند هم که مختار مطلق است و هم آمر به عدالت و نیکی هاست و هم خود محور تمام خیرات و برکات است با بت ها که لال مادر زاد اند و از خود بیان و نفعی ندارند و بر هیچ خیری توانا نیستند برابر نیست.] 

 

برخی نکات 

مقدمه: خداوند در این آیه هم با عوام حرف می زند هم با خواص، هم با رعیت و هم با ثروتمندان، هم با سران ضلالت و هم با سران هدایت، هم با طبیعت بشری هم با کمالات بشری، در فهم عوام و در طبیعت بشر طبیعتا فرد نوکر لال بدون در آمد و سربار با فرد آزاد سالم و دارای بیان رسا یکسان نیست. خداوند نه این که در صدد توهین به افراد لال یا بندگان یا افراد بدون درآمد باشد. نه! در صدد مقایسه به بیان اولی است. یعنی چه؟ یعنی طبیعتا شخص با بیان رسا از شخص لال مقبولیت بیشتری دارد هر چند به بیان ثانوی ممکن است یک فرد لال ظلمی به کسی نکند و فرد سخنران با شیادی جنگ صفین را مغلوبه کند. اما باز همین موقعیت برای شخص سخنران وجود دارد که با کلام خود دعوت به خیرات کند و رتبه بالاتری نزد مردم و خداوند بیابد. سوال دوم عدل خدا چه می شود؟ اولا اعطای نعمتها و سلامتی و امنیت و.. لطف خداست نه تکلیف بر خدا دوما خداوند حسب داده ها و امکانات مادی و معنوی از مخلوقین امتحان می گیرد و حسب به فعلیت رساندن توانایی ها اجر می دهد. افراد صاحب نعمت هم اجر مضاعف می برند و هم عقوبت مضاعف دارند و این عین عدل است. لذا خداوند فرمود : یا نساء النبى من یات منکن بفاحشه مبینه یضاعف لها العذاب ضعفین و کان ذلک على الله یسیرا و من یقنت منکن لله و رسوله و تعمل صالحا نوتها اجرها مرتین و اعتدنا لها رزقا کریما (احزاب 30و31) حالا گاهی این نعمتها سلامت مطلق است گاهی سلامت در خیلی از اعضاء است گاهی امنیت مطلق و گاهی امنیت محدود ، گاهی زندگی و همسری با اولیا و انبیاء و هم خونی با ایشان و هر نعمت دیگر مادی و معنوی دیگر، مثال دیگر هم که سابقا زدیم فرمود: واغضض من صوتک إن أنکر الأصوات لصوت الحمیر(لقمان/19) اولا خدا به بیان اولی صحبت فرمود که در طبیعت بشر صدای قناری زیباتر و دلنشین تر از صدای الاغ است. حالا ممکن است به بیان ثانوی الاغ بلعم باعورا به بهشت رود و ماها هیزم جهنم شویم و جزو خاسرین باشیم. ضمنا خدا می فرماید ای بشر من تو را در رتبه بشر آفریدم و انتظار دارم به رتبه ملائک وارد شوی نه به رتبه چارپایان تنزل کنی. 

1_خداوند با مقبولات عام سخن می گوید و می فرماید طبیعتا نوکر لال مادر زاد که قدرت بیان و ارتباط و تجارت و دعوت به خیرات ندارد از فرد آزادی که بیانی رسا دارد و با سخنان دلنشین، دعوت به خیرات و عدالت می کند مقایسه نمی شود 

لذا خداوند هم که مختار مطلق است و هم آمر به عدالت و نیکی هاست و هم خود محور تمام خیرات و برکات است با بت ها که لال مادر زاد اند و از خود بیان و نفعی ندارند و بر هیچ خیری توانا نیستند برابر نیست. 

2_وضعیت مدعیان بت پرستی و در مقابل انبیاء و اوصیاء و اشخاص صالح همین است. که امروز بعد چند صد سال این موضوع برای همگان روشن تر شده است که بت ها و بتکده ها متولیان آن ها هیچ سخن مقبولی جز مشتی سنتهای سمبلیک که بذاته هیچ موضوعیتی جز موهومات ندارند، برای ارائه ندارند. اما بسیاری از مناسک اسلامی دارای روح و منطق است که با زبان رسا قابل بیان است از جمله دعوت به عدالت و حرکت در مسیر معارف آسمانی و کمالات بشری از ایثار و شهار و بخشش به فقرا و همدردی با ضعفاء و احترام به والدین و اهل علم و.. که در بسیاری از دستورات شرعی محفوظ است. از باب شواهد ملموس هم از بسیاری از مشاهد مشرفه بارها کارهای اعجاب آور و خارق العاده دیده شده که صدها مورد از آن از افراد بسیار متعدد و در سالهای بسیار مختلف و در کتابها و نوشته جات بسیار متنوع شنیده و مکتوب شده که عادتا ائتلاف تمام این افراد مسلمان و مسیحی و مستشرق و دیگر مردم بر گزارش دروغ محال است و این هم سند دیگری بر زنده بودن مناسک اسلامی و تاثیرات مشاهد مشرفه بر زندگی بشر است که طبیعتا همه ماذون از نزد خداوند متعال است و هیچ فرد صالحی ادعای مستقلی از خدا ندارد. 

3_خداوند مومنین را فعال و اهل بیان و ارتباط و داعی و آمر بر عدل و خدمات اجتماعی و مستقر بر صراط مستقیم و خصائل و معارف می طلبد. چه بسا کسی جسما سالم باشد اما در صدد تعالی وضعیت خود و جامعه نباشد این چنین فردی عملا همان طرف اول قضیه شمرده می شود. و چه بسا فردی که جسما آسیب دیده باشد و امکانات مالی کم و محدودیتهای زیادی داشته باشد اما اهل دعوت به عدالت و نیکی های انسانی و دینی باشد و خود را درس آموز از مکاتب الهی ببیند و در عمل عامل به این ها باشد ، چنین فردی نزد خدا در دسته دوم قرار دارد و خدا به دلها و کیفیت اعمال و سعی ما مینگرد نه به نتیجه و کمیت و ظواهر و موقعیت اشخاص.

4_نفس دعوت به خیرات و نفس دعوت به عدالت و نفس بیان نیکو برای دعوت به کارهای خوب و شایسته، و نفس امر به معروف و نهی از منکرات ، نزد خدا ارزش دارد حتی اگر فرضا به دلائل موجه یا ناموجه فعلا نتوانیم عامل به آن باشیم. خدا دوست دارد ما جامع کمالات باشیم اما اگر بخشی از آن را هم بیاوریم به شرطی که در مسیر حق باشیم و با اهل حق و انبیاء و اوصیاء و علمای صالح و نیکوکاران جامعه، تعارض و تساقط و معارضه نداشته باشیم همین یک بخش را هم از ما می پذیرد و بین ما با اهل معارضه با جبهه حق فرق می گذارد حتی اگر عامل به خوبی هایی که معرفی می کنیم نباشیم. و خداوند به چنین افرادی کم کم توفیق عمل به گفته ها را می دهد.  

5_کمال جامع نزد خدا آزاد بودن در عقائد و التزام آگاهانه اما کامل به دستورات انسانی و شرعی و دعوت رسای دیگران به عدالت و رعایت حقوق تمام افراد جامعه و بشریت و قرار گرفتن در دایره مناسک آسمانی و اعتقاد و التزام به آن است. لذا فرمود: لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی (بقره/256) یعنی عقائد شما باید آزادانه و آگاهانه باشد و البته به معنای بی تفاوتی نسبت به رفتارهای اجتماعی نیست لذا فرمود یامر بالعدل و لفظ امر، فقط سلیقه یا دین شخصی یا توصیه های کلی شفاهی و اخلاقی نیست بلکه گاهی به الزام حکومتی هم می رسد. پس هم انتخاب دین آزاد است و هم الزام به رعایت ضوابط شرعی در سراسر جامعه اسلامی وجود دارد. مثال ساده مثل چراغ راهنما و سرعت غیر مجاز است. هم شما باید با آگاهی و تفکر ، رعایت چراغ قرمز و ممنوعیت سرعت غیر مجاز را بپذیری، که به نفع نظم عمومی و سلامت جان خود توست و هم جامعه سالم باید پلیس داشته باشد و با افرادی که به قانون جامعه دهن کجی می کنند برخورد کند. و چراغ قرمز اختیاری نیست. مثال دیگر هم شما با عشق و علاقه و آگاهی حجاب و عفاف را می پذیری اما هم قانون و هم شرع و هم عرف جامعه، بی حجابی و لباسهای نامناسب و ترویج بی بند وباری را در جامعه اسلامی نمی پذیرد. و این یعنی عقائد آزادانه و آگاهانه و در ضمن اجرای زیبا اما آمرانه عدالت در یک جامعه، که هم حفظ اموال مردم و مومنین را شامل می شود و هم حفظ سلامت اخلاقی جامعه، همانگونه که شما کسی که به جوانان و نوجوانان مردم ، مواد مخدر یا فیلمهای مستهجن می فروشد را فرد خبیثی می شمارید و تا حد توان جلوی او را می گیرید. 

6_و حرف ها بسیار است و حوصله ها کم. والسلام علیکم و رحمه الله. 


یاسید الکریم


حسن بن علی وشاء روایت می کند به امام رضا(ع) عرض کردم: آیا زمین بدون امام باقى می ماند؟ حضرت رضا فرمود: خیر، گفتم: براى ما راویت شده که زمین باقى می ماند ولی خداى تعالى بر اهل زمین خشمگین است. امام فرمود: نه، باقى نخواهد ماند، در صورتی که امام نباشد زمین فرو می رود و نابود می شود. 

 

عن الوشّاء قال: سألت أبا الحسن الرّضا (ع) هل تبقى الأرض بغیر إمام؟ 

قال(ع) : لا، قلت: إنّا نروى أنّها لا تبقى إلّا أن یسخط اللّه عزوجل على العباد 

قال(ع) : لا تبقى إذا لساخت. 

 

الکافی ج 1  ص 179 ح 13 سند صحیح 

 

چند راوی از عمر بن اذینه روایت می کنند که یکى از دو امام باقر(ع) و امام صادق(ع) فرمود: انسان در شمار مؤمنین نباشد تا آن که خدا و رسول خدا و همه ائمه و امام زمان خود را بشناسد و در امورش به [دستورات] امام زمان ش رجوع کند و تسلیم اوامرش باشد، سپس فرمود: چگونه ممکن است کسى امام آخر را [بتواند] بشناسد [یا ادعا کند که می شناسم] و امام اول را [با وجود آن همه دلائل و معجزات و آن همه گذر زمان و دور شدن از محل نزاع] نشناسد؟ [پس طبیعتا کسی که مقابل امام اول و دیگر ائمه تسلیم نیست ادعای شناخت امام آخر دردی از او دوا نمی کند. چون چنین ادعایی یا خدعه است یا جهالت] 

 

عن ابن أذینة عن غیر واحد عن أحدهما أنه قال(ع) : لا یکون العبد مؤمنا 

حتى یعرف اللّه و رسوله و الأئمة کلهم و إمام زمانه و یرد إلیه و یسلم له 

ثم قال(ع) : کیف یعرف الآخر و هو یجهل الأول؟ 

 

الکافی ج 1  ص 180 ح 2 سند صحیح 

 

 

برخی نکات : 

1_روایات متعدد و مکرری وارد شده که زمین هرگز از حجت الهی و امام معصوم خالی نخواهد بود. سنت خداوند است که زمین از حجت زنده خالی نباشد و سنت خداست که زمین با وجود او آرام گیرد. 

2_وجود امام به معنای تولد در صدها سال بعد نیست. یا طوری نیست که هیچ دسترسی به او نباشد. خیر بلکه او برای درجات بالای علم و ایمان مشهود است و حتی اهل اضطرار از او بهره مند هستند. موضوع رد مشاهده سندا ضعیف و درباره اشخاص دغلکار و دکان دار و فاقد صلاحیت شرعی است. 

3_ورود به دایره ایمان، توحید و نبوت و امامت و اطاعت از دستورات انبیاء و اوصیاء را می طلبد. 4_پذیرش برخی انبیاء و اوصیاء و برخی از ائمه و و رد بقیه، به معنای خروج از دایره ایمان است. 

5_پذیرش برخی دستورات شرعی و انکار آگاهانه اوامر دیگر ، نیز به معنای خروج از ایمان است. 6_این از مسلمات روایات سنی و شیعه است که "من مات ولم یعرف إمام زمانه، مات میتة جاهلیة" و این معرفت در قدم اول شناخت اسم و رسم و سپس اعتقاد به ولایت او و سپس اطاعت از اوست. 

والسلام علیکم و رحمه الله. 


یاسید الکریم

کواکبیان در جشن خانه مطبوعات سمنان:

از سر کنجکاوی ما هم یک نگاه انداختیم 

حتی با حاج ‌خانم هم تا حالا سلفی نگرفته‌ام 

چه برسد به موگرینی! 

 

یه دل میگه برم برم 

یه دل میگه نرم نرم 

طاقت نداره دلم دلم 

بی تو چه کنم؟ 

پیش عشقی زیبا زیبا 

خیلی کوچیکه دنیا دنیا 

 

#سلفی_حقارت #کواکبیان 

#لیست_امید #لیست_انگلیسی 


یاسید الکریم

 ابو اسحاق می گوید جمعی از موثقین اصحاب امام علی(ع) روایت کردند 

که خود شنیدیم امیرالمؤمنین (ع) در یکى از خطبه هایش ‍ چنین مى فرمود: بار خدایا من میدانم که بساط علم و دانش [و معرفت] بطور کامل برچیده نمیشود و بن مایه های آن [در زمین] از میان نمی رود و میدانم که تو زمین ت را از حجتى بر خلق خالى نسازى که او یا آشکار باشد و [که گاه] فرمانش نبرند و [و گاه] خائف و پنهان تا حجت تو باطل نگردد [یعنی بهر وصف زمین از حجت خداوند خالی نیست] و تا [اهل ایمان و] اولیاء تو بعد از آنکه هدایت شان فرمودى گمراه نشوند، ولى آنها کجایند و چه تعدادند؟ ایشان [پراکنده و] از لحاظ شماره بسیار اندک و اما از لحاظ ارزش و مقام نزد خداوند جل ذکره بسیار عالی رتبه و بزرگند، ایشان پیرو پیشوایان دین و امامان هدایتگر اند، همان ائمه ای که [در اعتقادات] به آداب ایشان تربیت الهی یافته و [در عمل] به راه آشکار و استوار آنها رفته اند. 

اینجاست که فوران علم و دانش ایشان را به حقیقت ایمان [و ظرائف معارف] آگاه ساخته و روح شان نداى پیشوایان علم [یعنی اهل بیت] را [با عمق جان] اجابت نماید و همان احادیث [و معارفی] که بر دیگران مشکل آید برای ایشان آسان و دلنشین است و به آنچه [از تعالیم الهی که] تکذیب کنندگان ، از آن وحشت دارند و متجاوزان [از شریعت] از آن سر باز می زنند انس و الفت دارند. آنها [اولیاء] پیروان [واقعی] علما [بزرگ یعنی اهل بیت] هستند، به خاطر اطاعت از خداى تبارک و اولیاء [بزرگ او و مصالحی که خداوند مقدر کرده] با اهل دنیا [در ظواهر امر] همنشینی و مصاحبت می کنند و براى حفظ دین و [تدارک] ترس[معقول] از دشمن[غدار] خویش [به سنت خداوند و تشخیص ائمه] تقیه را [ با همه تلخی اش، برای مصالح شخصی و جمعی بالاتر] آئین و روش خود سازند [ تا بستر و فرصتی برای اقامه حق فراهم شود ] [البته اینها سختی های ظاهری است و] ارواح ایشان بمقام بالا [و ملکوت اعلی] مرتبط است [و غرق لذائذ معنوی و ملکوتی است.] 

وعلما و پیروان شان در زمان دولت باطل [به علت نبود شرایط و یار و یاور، بناچار] ساکت و خاموش اند و به انتظار [و مترصد اقامه] دولت حق [چه در مقادیر مختصر و چه دولت عدل جهانی موعود بشریت] ایستاده اند، و بزودی خداوند هم با کلمات خود [آیات الهی و مشیت خود در استقرار حکومت جهانی ائمه] حق [اسلام و معارف حق] را ثابت [و مستقر و حاکم] کند و باطل را [در تمام انواع آن] [با بیداری بشریت و با رهبری ائمه عدل]  از میان بردارد. 

چه امر بزرگی، چه واقعه عظیمی، خوشا به سعادت شان که بر دین شان[و دستورات آن] صبوری کردند [و با کم طاقتی و کارهای نسنجیده از مدار دیانت و آنچه به آن امر شدند خارج نشدند] و [خدا می داند] چقدر مشتاق دیدار شان [در رجعت] در زمان ظهور دولت [جهانی] حق شان هستم، و بزودی خداوند منان ما و ایشان و پدران [در گذشته] و همسران و فرزندان درستکارشان [و هر مومنی را که به هر علتی در دولت موعود حاضر نیست] را در بهشت برین جمع [کرده و بزم شادی و سعادت مومنین را کامل] خواهد کرد. 


عن أبی حمزة عن أبی إسحاق قال: حدثنی الثقة من أصحاب أمیرالمؤمنین علیه السلام أنهم سمعوا أمیرالمؤمنین علیه السلام یقول فی خطبة له: اللهم وإنی لاعلم أن العلم لا یأزر کله، ولا ینقطع مواده وإنک لا تخلی أرضک من حجة لک على خلقک، ظاهر لیس بالمطاع أو خائف مغمور، کیلا تبطل حججک ولا یضل أولیاؤک بعد إذ هدیتهم، بل أین هم و کم؟ أولئک الأقلون عددا، والأعظمون عند الله جل ذکره قدرا، المتبعون لقادة الدین: الأئمة الهادین، الذین یتأدبون بآدابهم، وینهجون نهجهم، فعند ذلک یهجم بهم العلم على حقیقة الایمان، فتستجیب أرواحهم لقادة العلم، و یستلینون من حدیثهم ما استوعر على غیرهم، و یأنسون بما استوحش منه المکذبون، و أباه المسرفون، أولئک أتباع العلماء صحبوا أهل الدنیا بطاعة الله تبارک وتعالى و أولیائه و دانوا بالتقیة عن دینهم و الخوف من عدوهم، فأرواحهم معلقة بالمحل الاعلى، فعلماؤهم و أتباعهم خرس صمت فی دولة الباطل، منتظرون لدولة الحق و سیحق الله الحق بکلماته و یمحق الباطل، ها، ها، طوبى لهم على صبرهم على دینهم فی حال هدنتهم، و یا شوقاه إلى رؤیتهم فی حال ظهور دولتهم و سیجمعنا الله و إیاهم فی جنات عدن و من صلح من آبائهم و أزواجهم و ذریاتهم. 

 #الکافی ج 1 ص 335 ح 3 دو سند موثق 


یاسید الکریم

المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض یامرون بالمنکر و ینهون عن المعروف 

و یقبضون ایدیهم ، نسوا الله فنسیهم، ان المنافقین هم الفاسقون (توبه/67) 

 

مردان و زنان منافق همانند یکدیگرند [و در نوع تفکرات و شیوه زندگی از یک قماش اند] به کارهای ناپسند وا می دارند و از کارهای پسندیده باز می دارند ، و دستهای خود را [ از انفاق و خیرات ] فرو می بندند. [جایگاه] خدا را [ در امورات] فراموش کردند ، پس [ خدا هم ] فراموش شان کرد. در حقیقت ، منافقان همان فاسقان هستند. 

 

1_گاهی عقائد همشکلی می آورد و گاهی اعمال، منافقین در اثر تفکرات و عقائد غلط و نگرش ضعیف، دست به اعمال سوء می زنند و کم کم به یک ماهیت واحد که مخالفت با خدا و انبیاء و معارضه با هر آنچه مطلوب افراد صالح است رو می آورند بدون این که حتی گاهی نفعی برایشان داشته باشد. و همین اعمال سوء مجددا دیگر عقائد درست آنها را تضعیف و از دایره توحید دورتر شان می کند. 

2_از واضحات شناخت احوال منافقین دعوت به منکرات و نهی از امور شایسته است. یعنی چه بسا عده ای از انجام خیرات ناتوان باشند اما معترف به کوتاهی و مترصد فرصت برای جبران هستند، اما منافقین برای خلاصی خود از شر وجدان عمومی جامعه، صورت مسئله خیرات و منکرات را به نحوی عوض می کنند تا از پاسخ معاف باشند یا حتی مومنین را متهم کنند. 

3_از دیگر علائم شناخت منافقین قوال بودن و در مقابل فعال نبودن آنهاست. یعنی حراف علی الاطلاق هستند هر چه ممکن باشد از بایدها و بایسته ها می گویند اما در مقام عمل شخصی یا جمعی بسیار کسل و خسته و بی عمل هستند. که مصداق مهم آن دوری از هر گونه خیرات مالی و بخشش و انفاق است. که از دلبستگی شدید به دنیا و راحت طلبی افراطی و عافیت طلبی شدید و اعتقاد ضعیف به پاداش الهی و عدم باور به وعده نصرت خداوند در دنیا و عدم اعتقاد جدی به وجود روز جزاست. 

4_نسوا الله فنسیهم، معرفت و اعتقاد و عمل آنها ضعیف و ناقص است و خدا را در محاسبات زندگی داخل نمی کنند. خدایی را در نظر می گیرند که یا یک گوشه نشسته و قرار است هزار سال دیگر و در روز جزا یک قضاوتی بکند و تمام. و در همان قضاوت هم یک اتاق سرتاسری دارد که خشک و تر و فعال و الاف را به آن خانه واحد می فرستد. نه خیر! خداوند در تمام مقادیر عالم حاضر و ناظر است و هر جا مشیت ش اقتضاء کند ورود می کند و لحظه به لحظه در حال اداره و تربیت مخلوقین است و به هر خیراتی برکت می دهد و درستکار و بی کار و بدکار نزد او یکسان نیستند. در قیامت هم درجات کاهلان و ضعفای در ایمان و خیرات، با اهل سبقت و سرعت در خیرات یکسان نیست و درجات اخروی افراد، بسیار متنوع و مختلف است. 

در مثال دیگر باید دید ثروت و شهرت و موقعیت و موفقیت و لذت را همراه خدا می طلبیم؟ یا اگر راه خدا به دلائلی که شرح ش مفصل است، گاهی ازین امور فاصله داشت راه خدا را رها می کنیم و به آن لذائذ می چسبیم و خدا و اوامر او را فراموش می کنیم؟ اگر معرفت صحیح باشد برای غیر خدا استقلال و دوام و بقائی نمی شماریم، لذا اگر خدا و جایگاه او را در حیات و ممات فراموش کنیم خداوند هم جزای این بی حرمتی بزرگ را به خود متخلف بر می گرداند و در مجازات او همین بس که احوال او و نفع و ضررش را به خودش می سپارد و او را فراموش می کند. 

5_خطرناک ترین هشدار خداوند در انتهای آیه این است که ان المنافقین هم الفاسقون،  این گونه نیست که آنها بچه جهنم باشند و ما خانه زاد بهشت! منافقین شاخ و دم داشته باشند و ما اشرف مخلوقات باشیم و بمانیم! نه خیر همه در دایره بزرگ و وسیع امتحانات متنوع هستیم. هر فردی و هر جماعتی عالما و عامدا و علنا گناه کند او فاسق است و بسته به شدت معرفت و اختیار خود، در مدارج نفاق وارد شده است. و باید فورا و با تمام توان از تمام جوانب معاصی و گناهان دوری کند چون ورود در دایره فاسقین، خطر فرو رفتن در درکات نفاق را در پی دارد و همانگونه که بالاتر گفتیم هر فعل خطا و هر گناهی به عقائد حق لطمه می زند و هر عقیده ضعیف و باطلی هم، پای عمل را سست می کند و اینها به هم وابسته اند و عقائد و اعمال بر هم تاثیر جدی دارند. ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا، ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و اصلح امر دنیانا و عقبانا و اجعل عواقب امورنا خیرا و توفنا مسلمین، بجاه محمد(ص) و آله الطاهرین. والسلام علیکم. 


یاسید الکریم

اکبر هاشمی رفسنجانی 

بعضیها در کوچه ‌های روستاهایشان میگشتند، ولی الآن آمده‌اند و انقلابی شده‌اند. 

94/5/13 

مهدی جمالی 

مدیرعامل خودروسازی سایپا : پراید خودرو مطلوب اقشار کم درآمد است! 

96/5/9 

 

امام خمینی : در عین حالی که شما از حیث همه چیز غنی هستید مع ذلک، بیشتر مستمندان شما به حال فقر دارند زندگی می‌کنند؛ این برای این است که شما به اسلام عمل نمی‌کنید. 

صحیفه ج 13 ص 279 

امام خمینی: آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌شود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزنده کوخ نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم. 

صحیفه جلد 17 ص 376 

  

پ ن : 

س: اجازه بفرمایید از سال 1313 شروع کنیم. از سالی که در روستای نوق ( 60 کیلومتری رفسنجان ) متولد شدید. لطفاً درباره شرایط تولد و موقعیت اجتماعی و سیاسی آن زمان توضیح بفرمایید. 

ج رفسنجانی: آن زمان اوایل قدرت گرفتن رضاخان بود. روستای ما در آن موقع، روستای عقب افتاده و منزوی بود.. جنگ جهانی داشت شروع می‌شد و شرایط سختی بر مردم می‌گذشت. چیزی شبیه قحطی در روستا وجود داشت و مردم آنجا خیلی در مضیقه بودند.. در روستا مدرسه نبود و ما به مکتب می‌رفتیم. 87/11/20 


یاسید الکریم